اولین روز اولین سفر
توت فرنگی ما
امروز داریم می ریم شمال ! و تو برای اولین بار داری سفر را تجربه می کنی !
صبح بیدار شدیم وسایلمونو جمع کردیم و من هم نگران و هم سر گیجه گرفتم که چی باید بردارم !!
تو هم بیدار شدی سر حال لباس پوشیدیم و ساعت 10 حرکت کردیم با مامانی و بابا حسنت !
تو راه نو خوابت برد تا نارنجستان که چای خوردیم و کیک تو هم شیر خوردی ! و برایت همه چی عجیب بود !
ساعت 2 رسیدیم !تو هم متعجب! قربونت برممممممممممم من خیلی خوب بودی خیییلی !
خدایا ازت ممنونم
رفتیم یکم که استراحت کردیم و خوابیدیم راه افتادیم پیاده روی و تو هم تو کالسکه ات خوشحال !
بیشتر روز خواب بودی ! بابا حسنت می گه رطوبت گرفتی همش خوابی !
قربون توت فرتگی خودم برم من !
شب هم زود خوابت برد !
فردا می خواییم بریم آقای خسروی را ببینیم
خدایا شکرت

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین روز اولین سفر
