رفتیم خرید !!
گل رز زندگی ما !![]()
امورز جمعه 91/3/12 است ، صبح می خواستیم بریم خونه مونو تو سوهانک سر بزنیم ، تو برای اولین بار سوار صندلی ماشسنت شدی ! خیلی متعجب بودی قربون اون تعجبت برم !
هیچی نمی گفتی ! ساکت اینور و اونورو نگاه می کردی !خلا صه رفتیم و برگشتیم و تو تو ماشین خوابت برد ! اومدیم خونه هم خواب بودی ! ناهارتو دیر خوردی و نگذاشتی ما بخوابیم ! کلا امروز شیطون شده بودی کلی ، وسط ما خوابیده بودی و هی یا منو می زدی یا بابا رو و می خندیدی !
قزبون اون خنده های نازت برم ! ![]()
خلاصه بیخیال خواب شدیم و تصمیم گرفتیم بریم شهروند خرید با تو !!! بری اولین بار با هم می رفتیم من تو تو آغوشی گذاشتم ، البته شما نمی گذاشتی من به چیزی دست بزنم چون اونوقت تو هم اونو می خواستی !!!!!!!!!!!!!
خلاصه زیاد از موندن ما تو فروشگاه نگذشته بود که خوابت برد ، وای دوست دارم ساعت ها بشینم خواب بودنتو تماشا کنم !!! وایییی عاشقتم خیلیی خیلی
خلاصه خواب بودی تا ما خرید کردیم اومدیم تو ماشین ، تو ماشین بیدار شدی !![]()
خلاصه کلا امروز برنامه ات بهم ریخته بود عصر بهت آووکادو دادم با ماست خوردی همشو ، قربونت برم برای همی شام نخوردی خیلی ، شب هم ساعت 8:30 خوابیدی
قربونت برم من مواظب خودت خیلی خیلی باش ! 
دوستت داریم یه دنیا
خدایا شکرت هزار بار


رفتیم خرید !!
