یه گپ کوچولو
عزیزکم من الان سر کارم و دلم تنگ شده برای تو خیلی !
سر کار من غیر از کارها خلاصه شده در صحبت با خاله های نی نی سایت در مورد شما فسقلی های آسمانی !

و چه لذتی داره ! باورم نمیشه که همه زندگیم تو شدی !
صبح خوابیدنتو تماشا می کنم که چه ناز و معصوم خوابیدی ! منو ببخش که مجبورم بیدارت کنم و برم سر کار ! ولی خدا را صد هزار مرتبه شکر که مامی عزیزم هست و تو پیش مامی جونت می مونی !
عزیزم دارم لحظه لحظه بزرگ شدنتو می بینم ، لمس می کنم ولی چه زود داری بزرگ می شی ! باورم نمیشه 3 ماه دیگه تولد یکسالگیته ! و من هنوز متعجب هستم که تو فرشته ناز ، دختر منی !
من که هنوز احساس می کنم بچه ام ، دختر مامانم که هنوز دست کوچیکمو که رو دستش گذاشته بودم و پرسیدم مامی دست من کی اندازه دست تو می شه ؟ و اون گفت خیلی زود !!!!! یادمه
و من حالا معنی خیلی زود رو می فهمم !
من همون دختر کوچولوی پدر هستم که از سر و کولش بالا می رفت و خجالت می کشید بوسش کنه ! حالا پدرم عاشق دختر منه ! و بوسش می کنه
و چه زود همه اینها می گذرد و خاطره می شود !
دخترم دلم می خواهد تمام این لحظه ها را تک تک ، لحظه به لحظه در قلبم در روحم ثبت کنم ، دلم میخواهد جز جز وجودم در بزرگ شدن تو در شکوفا شدن تو غرق شود !
اما می ترسم دخترم می ترسم نمی دونم از چی ! ولی می دونم که خدا همیشه کنار ماست !
خدا همیشه ما را دوست دارد که یه فرشته برای ما فرستاده
دلم میخواهد بغلت کنم و فریاد بزنم که دوستت دارم ، دوستت دارم خیلی خیلی
مواظب خودت باش تو عشق من و با با هستی !
بوست می کنم برای تمام شادی هایی که برای ما آوردی ، برای تمام خوبی ها که برای ما آوردی و برای اینکه تو از پیش خدا اومدی و ما عاشقانه تو رو می پرستیم
فرشته زندگی ما !


یه گپ کوچولو
