رزرز، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 6 روز سن داره

رز

یه گردش و یه به به !!!!!!!!

1391/3/2 9:58
نویسنده : مامی آزاده
455 بازدید
اشتراک گذاری

امروز اول خرداد 1391 من بعد از کار با مامی جون تصمیم گرفتیم بریم یکم گردش پارک. ساعت 6 رفتیم پارک نزدیک خونه مامی اینها خیلی وقت بود نرفته بودیم بیرون از وقتی از شمال اومدیم . عزیزم تو دوباره متعجب از دیدن دنیای بیرون !

با تعجب ماشین های پر سرو صدا رو نگاه می کردی ! آدم های جور وا جور !

دلم می خواد بشینم فقط نگاهت کنم ، دلم میخواد ساعتها بشینم و به صورت ماهت نگاه کنم ، دنبال چشمهای کنجکاوت نگاه کنم ، عاشق نگاه معصومانت هستم !

خدایا تو چی خلق کردی ، یه فرشته با نگاهی معصوم ، نگاهی که هزاران بار شایسته نگاه کردن است و تشکر از تو خدایا !

خدایا تو زندگی مارا با این فرشته ات دگرگون کردی ، با تمام وجودم هزاران بار از تو تشکر می کنم به خاطر این هدیه عالی ات !

...

....

عزیزکم تو امروز بیرون خوب بودی هنوز داری کشف می کنی ! یه عروسک کوچولو از وقتی رفتیم بیرون دستت بود تا وقتی برگشتیم !

یکم حرف زدی ! یکم آواز خوندی ! آب خوردی یه عالمه !

اینم عکس ومن و تو 

 

شب هم من خواستم بهت سرلاک بدم ، از اونجایی که کشف کردم روی نون غذا رو بهتر می خوری ، منم سرلاکتو رو بیسکوئیت می گذاشتم تو هم می خوردی !!! ههههه هههه کلک زدم بهت 

اینم عکسش : 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (2)

مامان ژوانا
2 خرداد 91 10:51
ای جونم خانوم خوشگله، معلومه حسابی گشت و گذار رو دوست داریاااا قربون اون چشمای ملوس که شیطنت ازش میباره. دست مامانت درد نکنه که عصرا با هم میرید پارک تا حوصله سرکار علیه سر نره.
مامان زهرا
9 خرداد 91 14:20
وای عزیزم چقدر نازه براش اسفند دود کنید
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به رز می باشد