رزرز، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 6 روز سن داره

رز

این روز ها ...

عزیزم ! عشق من ! این روز  ها داره میگذره !! روزهای خوب ، روزهایی که تو با دو تا چشم خوشگلت تو چشمهای من نگاه می کنی و شیطونی میکنی ! منتظر عکس العمل منی ! روزهایی که تو با تمام وجودت دنیای پیرامونتو جستجو و کشف می کنی ! روزهایی که تو هر روز من و بابا را عاشق  تر می کنی ! این روزهای خوب خیلی تند دارند می گذرند ! کاش می توانستم زمان را نگه دارم و بنشینم ساعت ها ، روزها و حتی ماهها تو رو نگاه کنم !! عزیزم چقدر در تلاش برای آشنایی با دنیای عجیب و غریب آدم بزرگ ها هستی !  من عاشقتم و دل من را می بری وقتی در تقلید از من می ری و از کشوی میز توالت من رژلب را بر می داری و می دوی جلوی آینه و آنقدر ...
14 اسفند 1391

واکسن 18 ماهگی

واییی یک هفته است من استرس دارم و عصبی هستم می دونی چرا !؟! چون می خواهیم واکسن 18 ماهگی بزنی !! تو وب لاگ ها و اینرنت و دوستان خوندم و شنیدم که واکسن سختی بچه کلی تب می کنه ، بد میشه ، کلا نابود !!!!!!!!!!!   وای با کلی استرس 24 بهمن سه شنبه صبح با بابا رفتیم خونه مامی جون و پدر جون ما رو برد پاستور ، اولش مثل یه دختر خوب و آروم نشسته بودی قربونت برم خیلی آروم بودی بعد که نوبت ما بود رفتیم تو تا خانم قطره فلج اطفال ریخت تو دهنت، گریه اات شروع شد ، هی خانم رو نگاه می کردی بر می گشتی سرتو می گذاشتی تو بغل من و گریه می کردی !!!!!!11 قربونت برم واکسن سه گان ه رو که تو پات زد که دیگه هیچی !!!!!!!!!! وایییییییی ق...
26 بهمن 1391

18 ماهه شدی !!

عزیزم! گل رزم   18 ماهت شد !! خوشگلم ، گل رزم سک سال و 6 ماه از ورودت به دنیای خاکی ما می گذره ! و چه شیرین گذشت !دوست دارم حس قشنگی و که به من دادی ! هر روز حساس تر می شم و مادرتر! هر روز بزرگ تر می شم و نگران تر ! و تو هم هر روز رشد می کنی ! و بزرگ تر ! و هر روز من و  بابا رو با تمام روش هایی که خداوند مهربون بهت یاد داده ما رو عاشق تر می کنی !!! دوستت داریم به نهایت ! یه عکس تو ادامه این عکس رو دقیقا 20 بهمن 1390 یعنی روز 18 ماهگیت بزور ازت گرفتم تا دوربینو دستم می بینی می خواهی بگیری خدت عکس بگیری !!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ...
26 بهمن 1391

چند تا دونه حرف !!!

گل رز صورتی ام   واااااااااییییییییییی می دونی چند وقته برات ننوشتم !!! از بس شیطون شدی ! و اینکه من هم دیگه خونه ام !! بله عزیزم من دیگه سر کار نمی رم ، استعفا دادم بعد از 9 سال سابقه کار دیگه سرکار نمی رم می خواهم پیش دخترک کوچولوم باشم و بزرگ شدنش را ببینم !!   رئیس خیلی خیلی خوبم هم کاری کرد که بتونم بیمه بیکاری بگیرم ، خیلی ازش ممنونم . عزیزم این روزها خیلی کار ها می کنی کخصوصا آب بازی یکی از favorit های شما هستش ! هر جا آب ببینی می گی آب آب آب   از لیوان آبت تو هر چی آب می ریزی !! غذاتو باید حتما با سی دی baby signing time یا mommy & me  بخوری ! تا به آهنگ آخرش می ر...
26 بهمن 1391

شب یلدا

گل رز زندگی ما   عزیزم امشب پنجشنبه 30 آذر آخرین شب پاییزه و فردا زمستان شروع میشه !شب یلدا از این به بعد همیشه برای من یه خاطره خوب داره ، 2 سال پیش ما ورود تو را به خانواده به همه اعلام کردیم !!!! 2سال پیش وقتی مامی جون و پدر جون و مامانی و باباجون خونه ما جمع بودن ما هم به همه اعلام کردیم که یه موجود کوچولو قراره به جمع ما بپیونده و اون موجود کوچولو تو بودی ! عزیزم و تو الان در شب یلدای امسال 1 سال و 16 ماه و دو روزه شدی و کلی دل من و بابا رو می بری! من امسال دوباره همه رو دور هم جمع کردیم تا دوباره خاطره هایمان زنده بشود ! عزیزم امیدوارم تو هم که بزرگ شدی این سنت های قشنگو انجام بدی عزیزم امسال تو ...
6 دی 1391

16 ماه گذشت !

توت فرنگی من عشق من ، گل رز من امروز ٢٠ آذر ١٣٩١ ،١٦ ماهه شدی ! وای نمی دونم چطوری برایت بنویسم که خیلیییییییییییییییییییییییییییییی شیرین و دوست داشتنی و عروسک شدی! ولی نمیدونم چرا دلم گرفته !نمی خواهم هیچ لحظه ای بدون تو از دست بدم ولی این کار !!! نمی خوام بیام سر کار ولی مگه این وضعیت اقتصادی می زاره !! تو هم هی دای زود بزرگ می شی و مامی ناراحت از دست دادن لحظه های با تو نبودن !!!!!!  
20 آذر 1391

WoW!

عزیزکم رز قشنگ من دیشب یعنی ١٣ آّبان ١٣٩٠ روز عید غذیر ، ٣ نوامبر ٢٠١٢ روز به یاد ماندنی بود !! البته باید بگم شب به یاد ماندنی!!! من و بابا و گل رزم رفتیم به مامانی و بابا حسن شب به خیر بگیم شما هم طبق عادت جدید انگشت من را گرفته بودید و خودت را ه می رفتی ! یهو وایستادی منم گفتم بدو بیا بغل مامی !! تو هم اومدی و خودتو پرت کردی تو بغلم و دوباره بلند شدی ، این بار از من رد شدی ! و یک دور دور میز زدی ! خودت هم خوشحال برای خودت دست می زدی!‌کللللیییی ذوق کرده بودی و ما هم همینطور !! یک دور که می زدی می ایستادی و ما را نگاه می کردی ببینی برات دست می زنیم !! قربونت برم من کلی می خندیدی! خدایا ، خدای مهر...
20 آبان 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به رز می باشد