رزرز، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 5 روز سن داره

رز

تاتی تاتی ! و یک قدم !!!

خدای من خدای من !! اولین قدم تو در تاریخ ٣٠/٧/٩١ ثبت شد!! رز من تو ٢ قدم خودت برداشتی !خودت !! وای یعنی اینقدر بزرگ شدی که می تونی راه بری !!! وای خوشگل خانم من می پرستمت !!! کیفت می گیری دستت می گی دَ! یعنی دَدَ قربونت بره مامان !!! راستی این رو هم بگم که الان تو ٧ تا دندون داری و ذندون هفتم را ٢٠ مهر کشف کردم !!!!!!!!!!!!!!! ...
1 آبان 1391

تو می ایستی!!!!!!!!!!!!!!!

وای خدای من !! چی می بینم !!! رز من ! گل رز خوشبوی من تو می ایستی !!! الان ٢٥ مهر ١٣٩١ است ! عزیزم تو اتاقت وایمیستی دست هاتو می گیری بالا !خودت هم می دونی داری چی کار می کنی !! وای خدای من رز من می تونه بایسته!! خودت هم خیلی خوشحال می شی خدای مهربون من شکرت شکرت شکرت!!! مواظب گل زندگی ما باش ...
1 آبان 1391

رز من !

سلام عزیزکم   وای فقط میخواستم بگم ببخشید ها ! وای من چی کار کردم ؟!؟! من تو را برای اولین بار دعوا کردم !!! خیلی پشیمون هستم ! آخه تو الان چی می فهمی !‌تو که نمی خواستی من را اذیت کنی !!!! خوشگلکم مامی دندونش خیلی درد می کرد رفته بودم دندان پزشکی ! وای تو هم اون شب کلی شیطون یعنی یه دیقیه نمی خواستی بری رو زمین فقط تو بغل من !!!!!!!!! دستور می دادی بریم این ور اون ور !! می گذاشتمت زمین گریه جیغ ، داد! عزیزم فک کنم تو هم می دونستی مامان ناراحته !!!!!! خلاصه یک بار این قدر عصبانی شدم زدم پشتت!!!! گذاشتمت تو تختت ! تا گریه کنی ! وای خودم الان گریه ام می گیره وقتی دارم برات می نویسم !!! مامی هم تنها بود ! وای خ...
1 آبان 1391

کارهای جدید !

عزیزکم !عشق من وای از دست این مامی تنبلت !الن خیلی وقته هیچی ننوشته برات !! نمی دونم چرا هی می خوام بیام بنویسم هی نمی شه !قربونت برم من تو خونه هم که اصلا اجازه نمی دی من دست به کامپیوتر بزنم ! قربونت برم من ، گل رز صورتی من نمیدونی چقدر شیطون شدی !!!! وای وای وای !تو خونه مامی جون که از صبح باید به همه کابینت ها سرک بکشی ، آیا همه چی سر حاش هست وگرنه تو بهم بریزی عاشق فریزر مامی جون هستی نمی دونم چرا ! شاید عاشق برفک هاش شدی ،‌خلاصه ولش نمی کنی !باید بغل من یا مامی جون ٣ ساعت بایستیم شما توی فریزرو دست بکشی نگاه کنی ! ماشین لباس شویی یکی از favourit هاست ! تو خونه خودمون هم چند تا کابینت داری می ری سراغش ! وای خوشگلم از د...
15 مهر 1391

تولد دسته جمعی

بلاخره زمان تولد دسته جمعی رسید !  من و تو و مامی جون جمعه 24 شهریور با مامانهای تیر و مرداد و شهریور تولد دسته جمعی فرشته هامونو جشن گرفتیم ! خیلی خوب بود ! کلی از دوست های عزیزمو دیدم ، کلی شونو ندیده بودم ! خیلی خوب بود ! اینم یه چند تا عکس    ...
29 شهريور 1391

سفرنامه

عزیزم بلاخره برنامه ما جور شد که بریم سفر ! اولین سفر تو با هواپیما ! و من نگران و خوشحال ، پردت هم پر استرس و با هیجان ساعت 2 صبح شنبه 3 شهریور رفتیم فرودگاه امام ! کلی برنامه ریزی کردم قبلش ، رفتیم با هم دکتر تمام احتمالات مریضی را پیش بینی کردیم ، دکترت هم داروهای مورد نیاز را داد . ( خدا نکنه که هیچ وقت احتیاج داشته باشی بهشون) چند روز قبلش رفتیم با مامی جون و پدر جون چندا تا تی شرت خریدیم و مایو و ضد آفتاب ! خلاصه کلی آماده شدیم !   تو از شب ساعت 9 خوابیدی ! خوب بود چون می دونستم تو فرود گاه بیداری !قربونت برم من عزیزم که تو فرود گاه هم خوب بودی ! نشستی با ما ، علیرضا و نگار دوستامون هم اومدن ! ...
29 شهريور 1391

جشن تولد یکسالگی

گل رز زندگی ما  بلاخره روز جشن تولدت رسید ! چقدر روزها سریع می گذرد !! تقریبا دو هفته کاملا درگیرش بودم و نگران  کی ها رو دعوت کنم ؟ چی درست کنم ؟ لباس تو چی باشه ؟ واکسن زدی تب نکنی یه وقت !!!! حالت خوب باشه ! سر حال باشی ! خوب بخوابی !!! وای ولی خدا رو شکر دخترکم تو خیلی خوب بودی فقط یکم متعجب از این همه آدم تو خونه !!! تا لحظه آخر داشتم کار می کردم برای تزئین تم تولدت تم هلو کیتی گرفتم ، میخواستم دامن توتو بپوشی که نپوشیدی چون تورش اذیتت می کرد ! مامی و پدر از همه زودتر اومدن و تو هنوز خواب بودی کیک تولدت را به شیرین سفارش دادیم قرار بود شکل هلو کیتی روش باشه ولی خوب درستش نکردن و من و بابایی ناراح...
31 مرداد 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به رز می باشد